خرید بک لینک
   سرآغاز گفتار نام خداست   كه رحمتگر و مهربان خلق راست   ستايش بود ويژه كردگار   كه بر عالمين است پروردگار   كه بخشنده و مهربان است نيز   بود صاحب عرصه رستخيز   تو را مي پرستيم تنها و بس   نداريم ياور به غير توكس    بشو هادي ما به راه درست   ره آن كه منعم ز نعمات توست   نه آنان كه خشمت برايشان رواست   نه آن ها كه هستند گمره ز راست

برچسب: نویسنده: ساناز رجبی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 21:17

روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد. راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن هم به سختی.استاد پرسید: «مزه اش چطور بود؟»شاگرد پاسخ داد: «خیلی شور و تند است، اصلاً نمی شود آن را خورد.»پیر هندو از شاگردش خواست یک مشت از نمک بردارد و او را همراهی کند. رفتند تا رسیدند کنار دریاچه. استاد از او خواست تا نمکها را داخل دریاچه بریزد. سپس یک لیوان آب از دریاچه برداشت و به شاگرد داد و از او خواست آن را بنوشد. شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید. استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید. شاگرد پاسخ داد: «کاملا معمولی بود.»پیر هندو گفت: «رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو می شود همچون مشتی نمک است و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هر چه بزرگتر و وسیعتر می شود، می تواند بار آن همه رنج و اندوه را براحتی تحمل کند. بنابراین سعی کن یک دریا باشی تا یک لیوان آب.»

برچسب: نویسنده: ساناز رجبی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 21:17

داستان شب

برچسب: نویسنده: ساناز رجبی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 21:17

صفحه بندی